کتاب کودک , داستان های جذاب کودکانه , نویسنده کتاب کودک

5 اشتباه وحشتناک نویسندگان کتاب کودک

اگر به نویسندگی کتابهای کودکان علاقمند هستید، فقط علاقه کافی نیست. آن دسته از افرادی که در این حوزه موفق هستند، برای شروع کار خود ابتدا فکر میکنند. در این بخش همراه ما باشید تا 5 اشتباه وحشتناک نویسندگان کتاب کودک را با شما مطرح کنیم، شاید نظرتان درباره ساده بودن این کار کمی تغییر کرد.

نویسندگان موفق، برای نوشتن کتاب کودکان ابتدا فکر می کنند، گاهی به یاد می آورند که از کودکی چقدر کتاب دوست داشتند، گاهی فکر میکنند که کتاب ها چگونه میتوانند به کودکان کمک کنند. آنچه همگی متفق القول هستند این است که به خوبی می دانند یک کتاب مناسب در زمان مناسب می تواند به یک کودک تنها کمک کند تا احساس تنهایی نکند.

5 اشتباه وحشتناک نویسندگان کتاب کودک

  1. تصور غلط: “من سالهاست که كتاب كودك نخوانده ام ، اما آنها كوتاه و ساده هستند. پس نوشتن آن خیلی سخت نیست. “

حقیقت این است که نوشتن کتابهای آسان تر نیست. توصیف های قوی ، موضوعات هیجان انگیز تازه ، زبان واضح ، توانایی دیدن جهان از طریق چشم و ذهن و قلب كودك ساده نیست. درک زمینه کتاب کودکان بسیار مهم است.

2. تصور غلط: “من به عنوان یک بزرگسال، تجربه بیشتری دارم و چیزهای بیشتری می دانم . “

هیچکس دوست ندارد که موعظه بشود خصوصا کودکان. کودکان نیز مانند بزرگسالان، کتاب هایی با شخصیت های قوی و ماجراهای هیجان انگیز می خواهند.

E. B. White  نویسنده وب سایت شارلوت معتقد است که ” کودکان مراقب ترین ، کنجکاوترین ، مشتاق ترین، مشاهده گرترین ، حساس ترین، سریع ترین و عموماً خواننده هایی مادرزادی روی زمین هستند. “

3. تصور غلط: “همه کودکان یکسان هستند. “

کودکان دوست دارند تا درباره شخصیت هایی که از سنشان بزرگتر هستند، بخوانند. برای آنکه بعنوان یک نویسنده بزرگسال یک شخصیت واقعی برای کودک خلق کنید باید توانایی همدلی و درک و کنجکاوی داشته باشید، و خاطرات کودکی ومشاهدات و درک خود را از کودکان معاصر ترسیم کنید.

4. تصور غلط: “دیدگاه من ارتباطی با کتابهای کودکان ندارد.”

هنگام نوشتن برای کودکان، باید دنیا را از طریق چشم ، ذهن و قلب او ببینید.

در گذشته بیشتر کتاب ها به طور کلی از زبان سوم شخص نوشته میشدند اما امروزه داستانها از زبان اول شخص نیز گفته میشود و مزیت کتابهای امروزی این است که کودک با راوی ارتباط برقرار میکند، یک ارتباط مستقیم و صمیمی. 

 

5. تصور غلط: “داستان های رمز و رازگونه و رمان های جنایی به هیجان و تنش نیاز دارند ، اما کتاب های کودکان نه. “

وجود هیجان و تنش و رمز و رازآلود بودن کتاب دلیلی است که باعث میشود تا کودکان با خوشحالی در میان صفحات کتاب غرق شوند. 

خوانندگان به شخصیتهای داستان اهمیت می دهند و نیاز دارند تا به دلایلی برای آنها نگران شوند. آنها را به مشکل برسانید ، سپس در حل مشکلات از آنها کمک بخواهید.

در كتابهای كودكان، شخصیت اصلی باید مشکل را حل کند ، حتی اگر آن شخصیت یک کودک 3 ساله یا یک موش کوچک باشد.

 

ایجاد شخصیت های قوی و پیدا کردن سوژه مناسب کار آسانی نیست، شما برای نوشتن کتاب کودک باید یک نقشه کارآمد و مفید داشته باشید. اما وقتی از کودکی می شنوید که کتاب شما را دوست دارد و می خواهد آثار بیشتری از شما بخواند ، یا اینکه یکی از کتابهایتان باعث شده تا احساس تنهایی نکند ، ارزش اینهمه سختی را دارد.

 

 

  • انتشارات نیک پی
  • 1398/10/23
  • 20 بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

درحال بارگذاری ...
مقایسه محصولات
لیست مقایسه محصولات شما خالی می باشد!